یلدای 93
![]()
دو قدم مانده به رقصیدن برف ،یک نفس مانده به سرما و به یخ، چشم در
چشم زمستانی دگر، تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان، یک سبد
عاطفه دارم همه ارزانیتان

پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه
تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد.
عمرت یلدایی، دلت دریایی، روزگارت بهاری ♥
یلدایتان مبارکباد

صدای قلب نیست...
صدای پای توست که در سینه ام میدوی
کافیست بایستی،کافیست خسته شوی..
حنان گل مممممممممن الهی که صدشب یلدا زنده باشی،امشب خونه ی
آقاجون همه جمع بودن،ایشالله که خدااونارو برای مانگه داره،یادت باشه
همیشه احترام بزرگترهارو داشته باشی، جای خیلی ها امشب خالی بود،
خدارحمتشون کنه،خونه ی آقاجون و مادرجون یه سری عکس برات گرفتم
میزارم تابرات یادگاری بمونه







این کلاه روهم من برات درست کردم،برات یه کادوی شب یلدای ناقابل هم
گرفتم که بدونی مامان همه جابه یادته



![]()



یلدای 93 
